اگر از خویشتنم هیچ نمیآید یاد
دوستان عیب مگیرید که بیخویشتنم
ایکه گفتی که بغربت چه فتادی خواجو
چکنم دور فلک دور فکند از وطنم
در پی جان جهان گرد جهان میگردم
تا که پوشد سر تابوت و که دوزد کفنم
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل نوروزی
بیگمحمد: هیچوقت عاشق بودهای ستار؟
ستار: عاشق زیاد دیدهام!
بیگمحمد: راه و طریقش چه جور است عشق؟
ستار: من که نرفتهام برادر!
بیگمحمد: آنها که رفتهاند چی؟ آنها چی میگویند؟
ستار: آنها که تا آخر رفتهاند برنگشتهاند، تا چیزی بتوانند بگویند...!
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل نوروزی